سینمای اختصاصی

هفته پیش ماورا جراحی من و بهانه کرد و رفتیم سینما

فیلم مغزهای کوچک زنگ زده

البته چون ساعت 10 صبح بود و کسی جز ما دوتا سینما نمیره تو اون ساعت

ماورا مجبور شد 4 تا بلیط تهیه کنه و فیلم و اختصاصا برای ما نمایش بدهند

سر این موضوع ماورا فیلمی راه انداخت که ...

اول جلو خانم بلیط فروش به من گفت

نیای بچسبی به من ها ....من سینمای اختصاصی دارم میبرمت میخوام هرجا دلم خواست بشینم

از من فاصله بگیراااا

منم هاج و واج جلو خانمه لبخندهای ملیح میزدم

البته یک قدم از خانمه دور شدیم

گفتم حواست باشه ماورا خان این خانمه که جلوش نمک میریزی همیشه با ما نیستااا

شما با من تنها میشیاااا

بعد مدتها در کنار عزیزترینم فیلم دیدن خیلی لذت بخش بود

من بهترین ، شیرین ترین لحظات زندگیم و با ماورا گذراندم




/ 0 نظر / 6 بازدید