ماورای من

مهمانی مادرماورا
نویسنده : عروس دریایی - ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٦/۱٥
 
جمعه حاج خانم مهمانی هرساله اش و داشت منم دعوت بودم ماوراچهارشنبه تذکراتی داد منم گفتم ماورا میخوای که نرم گفت اتفاقا برو ولی ن ....خانم حواست و جمع کن بعد نیای فلان کنی و چنان کنی منم رفتم اما اصلا اون پیش بینیهای ماورا درست از اب در نبومدوًمن با چنین صحنه هایی مواجه نشدم بعد هم که اومدم بیرون بلافاصله بهش زنگ زدم و سعی کردم اصلا غصه و غمی بهش انتقال ندم و کمی اغراق امیز خوش باشم ولی ماورا که ماجراهای اخرهفته اس و تعریف کرد بواقع حالم گرفته شد طفلک ماورای من من باید خیلی حواسم بهش باشه خیلی از نجابتش سو استفاده میشه من باید کمتر نق بزنم اخم و تخم کنم ماورا خیلی پدر خوبیه حضور کیفی عالی داره ولی هر مشکل کوچیکی پیش میاد متهم میشه این منصفانه نیست شب که خوابیدم از شدت استرس وناراحتی بینیم تبخال زد