ماورای من

غیبت کبری
نویسنده : عروس دریایی - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٥/۱٠
 

خیلی وقته ننوشتم 

وقتی میبینم این همه مینویسم که نگه دارم یهو سر یک آپدیت کردن پرشن بلاگ عمده نوشته هام میپره ، یک بار هم که بلاگفا کلی اذیتم کرد به قول ماورا تو نوشتن فس میشم 

عمده اتفاقات آینه که ماورا میخواد ماشین بخره و وقتی از من نظر میخواد دخالت نمیکنم و گاهی لجش هم میگیره

با مرام کوچولو حسابی کنجکاوی میکنه و من آی دلم خنک میشه 😁

سر یک موضوع پیش پا افتاده و لجبازی کوچولو ، خیلی کوچولو من حسابی حالم و گرفت و بداخلاقی کرد 😯و بعد از بداخلاقی کردن رفت برام کادوی تولدیک ساعت خوشگل خرید 

خب ماورا یک اخموی مهربون خوش سلیقه است دیگه کاریش نمیشه کرد.

البته الان هم از دستش عصبانی😈

چون پنجشنبه این هفته تنهاست و میتونستیم کلی باهم خوش بگذرونیم ولی شبفتش و خیلی شیک و مجلسی بدون اینکه به من بگه عوض کرد😣😥خیلی لجم گرفت ازش 

توقع داشتم ازین شرایط استفاده کنه 😣دل شکستهگریه