ماورای من

مقدار کمی از مطالب وبلاگ قبلی
نویسنده : عروس دریایی - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱٠
 

متاسفانه سرور بلاگفا ارور میده و گویا من مطالب عمده وبلاگ قبلیم و از دست دادمگریهنگرانگریه

تعداد کمی از مطالب در وبلاگ باقیمانده بود که در ادامه میذارم .

خیلی دلم سوخت . خاطراتم با ماورا بود . هیچوقت بلاگفا و نمیبخشم .هیچوقت.


ماورای با احساس

اخرش ماورا من و با اهنگاش میکشه

رفتی و بی تو دلم پر درده

پاییز قلبم ساکت و سرده

دل که میگفتم محرمه با من

کاشکی میدیدی بی تو چه کرده

ای که به شبهام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم من

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیری در دامم من

با تو به هر غم سنگ صبورم

بی تو شکسته تاج غرورم

با تو یه چشمه چشمه ی روشن

بی تو یه جادم که سوت و کورم

ای که به شبهام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم من

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیری در دامم من

چشمه ی اشکم بی تو سرابه

خونه ی عشقم بی تو خراب

شادی ها بی تو مثل حبابه

سایه آه نقش بر آب

رفتی و بی تو دلم پر درده

پاییز قلبم ساکت و سرده

ای که به شبهام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم من

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیری در دامم من

چشمه ی اشکم بی تو سرابه

خونه ی عشقم بی تو خراب

شادی ها بی تو مثل حبابه

سایه ی آه نقش بر آب

رفتی و بی تو دلم پر درده

پاییز قلبم ساکت و سرده

دل که میگفتم محرمه با من

کاشکی میدیدی بی تو چه کرده

ای که به شبهام صبح سپیدی

بی تو کویری بی شامم من

ای که به رنجام رنگ امیدی

بی تو اسیری در دامم من

رفتی و بی تو دلم پر درده

پاییز قلبم ساکت و سرده

دل که میگفتم محرمه با من

کاشکی میدیدی بی تو چه کرده

رفتی و بی تو دلم پر درده

پاییز قلبم ساکت و سرده

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 12:56  توسط عروس دریایی  |  نظر بدهید

ماورای بی حوصله

ماورا دیشب دوباره بی حوصله شده بود و خودش و اسیر خیابونها کرده بود.

به منم دلیل این بی حوصلگی و نمیگه , وقتی ماورا اینجوری میشه من حالم خیلی گرفته میشه ,

هم بخاطر وضع روحی خود ماورا و هم بدلیل اینکه با من درددل نمیکنه , کمترین چیز تو رابطه ماورایی , درددله .

وقتی ماورا توداری میکنه , حالم بد میشه

درضمن , تازگیا , اصلا نظر نمیذارید . حواسم هست ماورا خان

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 11:40  توسط عروس دریایی  |  نظر بدهید

عینک ماورا

دیروز با ماورا یک پیاده روی مختصر پارک لاله رفتیم ,

من و ماورا عاشق پیاده راه رفتنیم,

بعد هم رفتیم برای ماورا  عینک  سفارش دادیم .

البته اگر ماورا از پشت عینک به من اخم کنه ,  و چشم غره بره من قطعا غش میکنم .

از بس به عزیزم عینک میاد

البته , ماورا جونم اگر ببینی که کم کم مجبوری بخاطر کهولت سنمرتب عینک بزنی , باید به فکر یکی دیگه هم باشی که اندفعه میریم جای دیگه میگیریم ,

راستی , جالبترین موضوع دیروز , سربه سر ماورا که کار همیشگیشه بود که ادعا میکرد من پایین رفتن و دوست ندارم .و

امروز میلم به پایین رفتن نیست

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 11:2  توسط عروس دریایی  |  نظر بدهید

ماورای ماه

پنجشنبه هفته گذشته برای دیدن یک سری وسایل اداری با ماورا بیرون رفتیم.

برخورد ماورا با مردم , من و شیفته اش میکنه لذت میبرم .

عزیزم در عین اقتدار انقدر با محبت و احترام با مردم برخورد میکنه که دلم میخواد فقط نگاهش کنم.

قند تو دلم آب میشه . راستی ,,,,

ماورا عینکی میشود

تو دهنی من به نقشه کش

عزیزم , دلت خنک شد خدمت نقشه کش رسیدم ,به من میگن ماورا نه رابعه ,

نقشه کش بیخود میکنه رو اعصاب عزیز من راه بره

ماورای عصبانی دوباره رمانتیک میشود ....

این موزیک و ماورا برام فرستاد .. 

بیا بنویسیم روی خاک، رو درخت، رو پر پرنده، رو ابر

بیا بنویسیم روی آب، روی برگ، روی دفتر موج، رو دریا

بیا بنویسیم که خدا، ته قلب آینس

مثل شور فریاد یا نفس، تو حصار سینه س

با هم میشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست

اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست

با صدا میام همه جا تو رو می نویسم؛

روی آیینه، گریه هام؛ گونه های خیسم

ای که معنی اسم تو آسمون پاکه

ریشه صدای نبض عشق زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک، رو درخت، رو پر پرنده، رو ابرا

بیا بنویسیم روی آب، روی برگ، روی دفتر موج، رو دریا

توی خواب خاک، ریشه ها، موسم شکفتن

همصدای من، می خونن، وقت از تو گفتن

چشم بستمو، تو بیا به سپیده وا کن،

با ترانه نفسات، باغچه رو صدا کن

با صدا میام همه جا تو رو می نویسم؛

روی آیینه، گریه هام؛ گونه های خیسم

ای که معنی اسم تو آسمون پاکه

ریشه صدای نبض عشق زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک، رو درخت، رو پر پرنده، رو ابرا

بیا بنویسیم روی آب، روی برگ، روی دفتر موج، رو دریا

با ترانه ی، نفسات من ترانه می گم،

اسمتو مثه یه غزل، عاشقانه می گم،

بیا که دیگه وقتشه، وقت برگشتنه؛

بوی پیرهنت که بیاد، لحظه دیدنه

با صدا میام همه جا تو رو می نویسم؛

روی آیینه، گریه هام؛ گونه های خیسم

ای که معنی اسم تو آسمون پاکه

ریشه صدای نبض عشق زیر پوست خاکه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 7:58  توسط عروس دریایی  |  نظر بدهید

 

 

انسان ممکن الخطاست

بــاش.…

گـاهـی اخـم کـن

گـاهـی دعــوایــم کـن

گـاهـی دوستـم نـداشتـه بــاش

اما…. همیشـه بــاش….

مـن طـاقــت نــدارم.…

کم مـی آورم…. تــو را.... در لحـظـه هــایــم...

من چیزے نمے گویم تا بـدانے در سکوتــ ـ هم مے تـوان

عاشـق ماند.. بہ همین سادگے

من یک اشتباه کاری کردم ماورا , شما ازار دیدی بابت این اشتباه کاری من , نقشه کش , شما و غمگین کرد بخاطر این اشتباه کاری

شمااوقاتت تلخ شد , من این همه معذرت خواستم , حاضرم بمیرم شما ازجانب من کوچکترین ازاری نبینی , و....

ولی عزیزم , همین اشتباه من و میبینی , خود نقشه کش نمیکنه ؟

,شاید بارها و بارها و بارها این اشتباه و کرده ولی ماست مالی کرده

عزیزم , اون نقشه کش پست هم خوب شما و میشناسه و میدونه که تعمد وقصد و نیتی تو این موضوع نبوده .

وخوب میدونه که این اشتباه از جانب منه , چون مطمین باشید که خودشم بارها وبارها و بارها این اشتباه و کرده 

عزیز دلم مابین این دلنوشته های دونفره هم , بازم صدهزار بار  میگم

 

من و ببخش

یکشنبه خاص

با ماورا قرار داشتیم پل پیاده راه روی اتوبان مدرس و با هم بریم

یکشنبه ظهر من رفتم سراغی از یک کار اداری خیلی جزیی ماورا گرفتم و بعد رفتم دنبال ماورا

با هم ساندویچ خریدیم و رفتیم  سمت پل روی اتوبان مدرس

عزیزم , رابطه من و شما خیلی زیباست , خیلی خیلی با درک متقابله

مهم نیست کجا میریم , چیکار میکنیم , چی میخوریم

ما با هم خوشیم

حتی زمانهایی که اوج کارمونه , اوج مشکلات کاریمونه

حتی زمانهایی که بخاطر ارتباط کاریمون یه کمم دعوامون میشه

دعوامون که نه , شما من و دعوا میکنی

البته عزیزم مدتهاست یک غرولند درست و درمون به من نزده

منم خیلی سعی میکنم اشتباه نکنم , و عجول نباشم

بگذریم که هنوزم ایشون اعتقاد داره من با عجله کار و خراب میکنم

عاشق اخم و تخم و چشم غره هاتم ماورای مهربون من

یکشنبه خاص عالی بود .

عزیزم به هیچ کس تو دنیا انقدر اطمینان نداشتم و ندارم

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 15:37  توسط عروس دریایی  |  نظر بدهید

 

میمیرم برات

عاشقم ...

اهل همین کوچه ی بن بست کنار،

که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی،

تو کجا؟

کوچه کجا؟

پنجره ی باز کجا؟

من کجا؟

عشق کجا؟

طاقتِ آغاز کجا؟

تو به لبخند و نگاهی،

منِ دلداده به آهی،

بنشستیم

تو در قلب و

منِ خسته به چاهی ...

گُنه از کیست؟

از آن پنجره ی باز؟

از آن لحظه ی آغاز؟

از آن چشمِ گنه کار؟

از آن لحظه ی دیدار؟

کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت،

همه بر دوش بگیرم

جای آن یک شب مهتاب،

تو را یک نظر از کوچه ی عشاق ببینم ...

به کسی کینه نگیرید

دل بی کینه قشنگ است

به همه مهر بورزید

به خدا مهر قشنگ است

دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی

بوسه هم حس قشنگی است

بوسه بر دست پدر

بوسه بر گونه مادر

لحظه حادثه بوسه قشنگ است

بفشارید به آغوش عزیزان

پدر و مادر و فرزند

به خدا گرمی آغوش قشنگ است

نزنید سنگ به گنجشک

پر گنجشک قشنگ است

پر پروانه ببوسید

پر پروانه قشنگ است

نسترن را بشناسید

یاس را لمس کنید

به خدا لاله قشنگ است

همه جا مست بخندید

همه جا عشق بورزید

سینه با عشق قشنگ است ...عزیزم , این شعرو دوبار تا بحال برام فرستاده برای همین تو وبلاگ گذاشتم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 15:31  توسط عروس دریایی  |  نظر بدهید