ماورای من

ماورای اخموی مهربون من
نویسنده : عروس دریایی - ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٧
 

چشمکچشمک

عصر فردای اون دلخوری که دستیار و سربه هوایی دستیار عاملش بود , ماورای مهربون من این پیام و داد ,,,,


میخواستم بگم دیشب شما یه کم مظلوم واقع شدین و من شما رو اذیت کردم، ببخشید، از قصد نبود ، بیشتر از سر عصبانیت بود، شما تقصیری نداشتی

و جواب من به عزیزم ,,,

دیشب , دیشب بود , من اشتباه کردم , شما یه چیزی گفتی , من اشتباه برداشت کردم , بهش فکر نکن عزیزم , یه کمم من رو حرفای شما حساس تر از سابق شدم , مثل همین سحر , دیشب گذشت , امروز و بچسب , 

افطار کجا میری ؟من چی درست کنم ؟ 

اوج دعواهای من و ماورا به یک منت کشی دوطرفه ختم میشه.